برچسب: موسیقی کودک

  • آموزشگاه موسیقی گوش

    آموزشگاه موسیقی گوش

    حساب اینکه چند سال است موسیقی کودک درس می‌دهم از دستم در رفته. می‌دانم که از ده سالْ گذشته و احتمالاً به پانزده سال نزدیک شده، اما عددش برایم مهم نیست. آنچه یادم مانده، مسیر یادگرفتن است.

    وقتی تدریس را شروع کردم، چند سالی را صرف یادگرفتن روش‌ها و متریال بزرگان موسیقی کودک کردم؛ از ناصر نظر و سودابه سالم تا فرزان فرنیا. بعد از مدتی، وقتی از آب‌وگل درآمدم و کم‌کم روش شخصی‌ام شکل گرفت، خیلی زود متوجه شدم که عوامل بیرونیِ زیادی هستند که بر کیفیت آموزش اثر منفی می‌گذارند یا دست معلم را برای خلاقیت می‌بندند.

    (بیشتر…)
  • فراخوان پذیرش هنرجو؛ بهار ۱۴۰۴

    فراخوان پذیرش هنرجو؛ بهار ۱۴۰۴

    فراخوان پذیرش هنرجوی کلاس‌های موسیقی کودک بهتاش داورپناه در غرب تهران

    رزرو برای گروه‌های سنی ۴ سال / ۵ سال / ۶ تا ۷ سال / ۸ تا ۱۰ سال / بالای ۱۰ سال

    برای کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید. یا برای رزرو ثبت نام از فرم آنلاین استفاده کنید.

    پس از پر کردن فرم رزرو، همکاران ما برای هماهنگی با شما تماس خواهند گرفت.

  • کنسرت کلاس ۴۰؛ آذر ۱۴۰۳

    کنسرت کلاس ۴۰؛ آذر ۱۴۰۳

    اجرای داستان موزیکال «مهمان‌های ناخوانده» با آهنگسازی بهتاش داورپناه و هنرجویان کلاس؛ دومین کنسرت میان‌دوره‌ی هنرجویان کلاس ۴۰ موسیقی کودک بهتاش داورپناه

    (بیشتر…)
  • در مدح شاگردی نزد اساتید


    سالها پیش در آموزشگاه زریاب کرج با بنده‌ی خدایی برخورد داشتم که دستیار آقای فرزان فرنیا در کلاس‌هایشان بودند. در آمادگی‌های کنسرت آموزشگاه. این آقای محترم سازهای کوبه‌ای هم می‌زدند در حد متوسط. به پیشنهاد آقای فرنیا در کنار ارکستری که من سرپرستش بودم هم ساز زد. در مورد آن یک قطعه‌ای که زد هم که چیزی نگویم بهتر است.

    دیروز شنیدم که ایشان در یک جای دیگری برای خودش معلم است و کلاس و شاگرد دارد که خدا را شکر. آدم پیشرفت می‌کند و این خوب است. همچنین شنیدم که ایشان فرموده‌اند بنده شاگردشان بودم. چند ثانیه‌ای گیج شدم که چرا همچین چیزی گفته، بعدش البته از تصورش خنده‌ام گرفت.

    اینکه ایشان چه درس می‌دادند که بنده شاگردی کردم به کنار، چرا توی رزومه به جای اسم اساتید، اسم شاگردان (خیالی) را گذاشته‌؟ نه که از شاگردی کردن شرم داشته باشم، که شاگردی اساتید افتخار است. موضوع این است که اگر حتی فرصتی دست می‌داد، بنده تمایل و زمان برای شاگردی کسانی که نه استادند و نه چیزی برای آموختن دارند، ندارم.

    بنده در موضوع «آموزش» شاگرد آقای فرزان فرنیا، خانم سودابه سالم بودم. دو سه سالی هم سعادت همکاری با آقای ناصر نظر در کلاس را داشتم. ایشان پیشکسوت مهم حرفه‌ی ما هستند و مفتخرم که این همکاری برایم بسیار آموزنده بود و حکم کلاس و کارگاه داشت. در کارگاه‌های آموزشگاه موسیقی پارس و موسسه پندار پویای آدمک هم شرکت کرده‌ام، که اینها هر کدام به انتخاب خودشان چندین و چند مدرس داشتند. متاسفانه افتخاری برای زیارت این آقای دستیار در هیچ کدام از این جاها (جز شاید به عنوان همشاگردی) نداشتم. در مورد آهنگسازی و نوازندگی هم که انشاالله منظورشان نبوده. جز اساتید دانشکده موسیقی دانشگاه هنر، بنده شاگرد آقای علیرضا مشایخی، آقای بهرنگ شگرفکار و آقای فرزاد دانشمند بوده‌ام.

    امیدوارم خداوند به همه‌ی ما توفیق و همینطور منابع مالی را عطا بفرمایند که مجبور نشویم کارهایی بکنیم که نباید، یا چیزهایی بگویم که نبوده.

    دیدگاهتان را بنویسید | دیدن همه‌ی خُردنویس‌ها

  • چرا کودکان نباید از ابتدا نت‌خوانی بیاموزند؟ (بخش سوم)

    چرا کودکان نباید از ابتدا نت‌خوانی بیاموزند؟ (بخش سوم)

    این یادداشت بخش سوم و پایانی یادداشتی با عنوان «چرا کودکان نباید از ابتدا نت‌خوانی بیاموزند؟» و در مورد موضوع آموزش نت‌خوانی در کلاس موسیقی کودک است. اگر دو قسمت پیش را نخوانده‌اید، حتماً اول بخش اول و بخش دوم را بخوانید. بعد این صفحه را بخوانید.

    در بخش اول موضوع طرح شد و در مورد مخاطبان این یادداشت توضیح داده شد. در بخش دوم به دو دلیل عمده و مهم مخالفت با آموزش نت‌خوانی در کلاس موسیقی کودک پرداخته شد. یکی «ضرورت آموزش موسیقی همانند زبان مادری» و دیگری موضوعات دیگری که از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردارند و لازم است به آنها پرداخته شود.

    در این بخش به دلایل دیگری برای به تاخیر انداختن آموزش نت‌خوانی پرداخته می‌شود. دلایلی از جمله مشخص نبودن کلید هدف، دوباره‌کاری ناگزیر در کلاس‌های ساز، موضوع موسیقی ایرانی. این یادداشت آخرین بخش این نوشته‌ی سه‌بخشی است.

    (بیشتر…)